خلاصه سازی این مطلب با هوش مصنوعی:
یکی از اشتباهات رایج در سئو این است که تصور میکنیم هرچه صفحات بیشتری از سایت را به یکدیگر لینک بدهیم، ساختار لینکسازی داخلی بهتری خواهیم داشت. در نتیجه، هنگام انتشار یک مقاله یا محصول جدید، به دنبال عبارتهایی میگردیم که بتوانیم از طریق آنها به صفحات دیگر لینک بدهیم؛ بدون اینکه همیشه به ضرورت این لینکها توجه کنیم.
ما در آکادمی نگاه، این موضوع را بهوفور بین دانشجویان دوره سئو مشاهده میکنیم. بسیاری از افراد زمان زیادی صرف لینکسازی از صفحات محصولات به مقالات، دستهبندیها و حتی محصولات دیگر میکنند؛ صرفاً با این تصور که باید صفحات بیشتری را به یکدیگر مرتبط کنند.
در جلسات مشاوره سئو هم بارها با همین رویکرد مواجه شدهایم. لینکسازی داخلی به یک فعالیت مستقل تبدیل میشود، بدون اینکه هدف صفحه، مسیر حرکت کاربر و حتی هدف تجاری سایت بهاندازه کافی در نظر گرفته شود.
درحالیکه هدف لینکسازی داخلی نباید افزایش تعداد لینکها باشد؛ بلکه باید ایجاد ارتباطات مفید بین صفحات، بهبود دسترسی کاربران و کمک به تحقق اهداف سایت باشد.
برای لینکسازی اصولی، باید از بررسی جداگانه صفحات فاصله بگیریم و ساختار کلی سایت را در نظر بگیریم.
لینکسازی داخلی فقط در محتوای مقالات انجام نمیشود
یکی از مشکلاتی که در بررسی ساختار لینکسازی سایتها مشاهده میکنیم، تمرکز بیشازحد روی لینکهای موجود در متن مقالات و توضیحات محصولات است.
درحالیکه لینکسازی داخلی در چندین لایه انجام میشود:
- هدر و منوی اصلی: لینکهایی که معمولاً در بیشتر صفحات سایت نمایش داده میشوند.
- فوتر: لینکهایی که در بخش پایینی صفحات قرار دارند و ممکن است در تمام سایت تکرار شوند.
- سایدبار: لینکهای مربوط به دستهبندیها، مقالات مرتبط یا بخشهای دیگر سایت.
- بردکرامب (Breadcrumb): لینکهایی که مسیر سلسلهمراتبی صفحه را مشخص میکنند.
- محتوای اصلی: لینکهایی که داخل متن مقالات، صفحات خدمات و توضیحات محصولات قرار میگیرند.
- بخشهای مرتبط: مانند محصولات مرتبط، مقالات پیشنهادی و زیردستهها.
هرکدام از این بخشها نقش متفاوتی در ساختار لینکسازی سایت دارند.
برای مثال، اگر صفحه یک دستهبندی در منوی اصلی قرار گرفته باشد، ممکن است از صدها یا هزاران صفحه سایت لینک دریافت کند.
بنابراین وقتی تعداد لینکهای داخلی ورودی آن صفحه را بررسی میکنیم، باید بدانیم این لینکها از کجا آمدهاند.
صفحهای که از هزار صفحه لینک منو دریافت میکند، لزوماً وضعیت مشابهی با صفحهای ندارد که از ده مقاله مرتبط لینک محتوایی دریافت کرده است.
این تفاوت به معنی بیارزشبودن لینکهای منو یا برتری قطعی لینکهای محتوایی نیست؛ بلکه نشان میدهد تعداد لینکها بدون شناخت محل قرارگیری و نقش آنها، اطلاعات کافی برای تصمیمگیری در اختیار ما نمیگذارد.
قبل از ایجاد لینک جدید، لینکهای موجود را بررسی کنید
فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی کفش داریم.
ساختار بردکرامب یکی از محصولات به این صورت است:
خانه ← کفش مردانه ← کفش رانینگ ← کفش نایک پگاسوس
در این ساختار، صفحه محصول از طریق بردکرامب به دستههای بالادستی خود لینک داده است.
حالا متخصص سئو وارد توضیحات محصول میشود و عبارت «کفش رانینگ» را دوباره به دسته مادر لینک میدهد.
آیا این کار اشتباه است؟
لزوماً نه.
اما سؤال مهمتری وجود دارد:
آیا لینک جدید به تجربه کاربر کمک میکند و ارزش محتوایی دارد؟
اگر کاربر هنگام مطالعه توضیحات محصول به مشاهده سایر کفشهای رانینگ نیاز دارد، لینک به دستهبندی میتواند مفید باشد.
اما اگر لینک صرفاً با هدف افزایش تعداد لینکهای داخلی اضافه شده، احتمالاً ضرورتی ندارد؛ چون مسیر دسترسی به دسته مادر از طریق بردکرامب وجود دارد.
این موضوع درباره لینکهای منو، فوتر و سایر بخشهای سایت هم صدق میکند.
قبل از اضافهکردن لینک جدید، باید بررسی کنیم که آیا ارتباط موردنظر از قبل برقرار شده و لینک جدید چه ارزش بیشتری ایجاد میکند.
البته وجود لینک در بردکرامب یا منو بهتنهایی دلیل کافی برای حذف یا ممنوعکردن لینک محتوایی نیست.
لینکسازی داخلی نباید هدف اصلی سایت را تحتتأثیر قرار دهد
یکی از اشتباهات رایجی که در لینکسازی داخلی میبینیم، تمرکز بیشازحد روی ارتباطدادن صفحات به یکدیگر، بدون توجه به هدف اصلی سایت و مسیر حرکت کاربر است.
ما در آکادمی نگاه، بین دانشجویان دوره سئو بارها با این موضوع مواجه شدهایم. افراد زمان زیادی صرف لینکسازی از صفحات محصولات به مقالات، دستهبندیها و حتی محصولات دیگر میکنند؛ صرفاً با این تصور که هرچه صفحات بیشتری به یکدیگر لینک بدهند، وضعیت سئوی سایت بهتر میشود.
این رویکرد را در بسیاری از جلسات مشاوره سئو هم مشاهده کردهایم.
مسئله این نیست که لینکدادن از محصول به مقاله یا محصول دیگر اشتباه است. مشکل زمانی شروع میشود که هدف اصلی صفحه و جایگاه کاربر در مسیر خرید را فراموش میکنیم.
کاربری که وارد صفحه یک محصول شده، ممکن است در آستانه تصمیمگیری برای خرید باشد. حالا اگر در توضیحات محصول چندین لینک به مقالات آموزشی مختلف قرار دهیم، ممکن است او را از مسیری که برای خرید طی کرده دور کنیم.
برای مثال، لینکدادن از صفحه کفش نایک به مقاله «تاریخچه برند نایک» شاید از نظر موضوعی منطقی به نظر برسد، اما آیا واقعاً در آن لحظه به تصمیم خرید کاربر کمک میکند؟
در مقابل، لینک به «راهنمای انتخاب سایز کفش» میتواند کاملاً کاربردی باشد؛ چون یکی از ابهامات احتمالی کاربر را برطرف میکند.
بنابراین صرف ارتباط موضوعی، دلیل کافی برای لینکسازی نیست. باید بررسی کنیم که لینک جدید چه کمکی به کاربر میکند و آیا با هدف صفحه هماهنگ است یا نه.
یک تجربه واقعی از پروژههای سئو نگاه
در یکی از پروژههایی که روی آن کار میکردیم، طراح UX در انتهای لندینگپیجهای خدماتی، بخشی برای نمایش مقالات مرتبط قرار داده بود.
در نگاه اول، این تصمیم منطقی به نظر میرسید. مقالات از نظر موضوعی با خدمات ارتباط داشتند و کاربر هم میتوانست اطلاعات بیشتری دریافت کند.
اما مسئله این بود که هدف اصلی این لندینگپیجها، تبدیل بازدیدکننده به لید بود، نه هدایت او به مقالات آموزشی.
وقتی رفتار کاربران را با Microsoft Clarity بررسی کردیم، متوجه شدیم که این بخش توجه کاربران را جلب میکند و کلیکهای زیادی روی مقالات مرتبط انجام میشود.
در واقع، ما در صفحهای که قرار بود کاربر را به ثبت درخواست خدمات نزدیک کند، مسیرهای خروج جدیدی به سمت محتوای اطلاعاتی ایجاد کرده بودیم.
این تجربه نشان داد که حتی تصمیمی که در ظاهر از نظر UX و لینکسازی داخلی منطقی است، ممکن است با هدف تجاری صفحه هماهنگ نباشد.
البته تعداد کلیک روی مقالات بهتنهایی ثابت نمیکند که نرخ تبدیل کاهش پیدا کرده است. برای چنین نتیجهای باید دادههای تبدیل و ترجیحاً نتایج آزمایش کنترلشده را هم بررسی کنیم. اما همین رفتار کاربران دلیل کافی برای بازبینی طراحی و جایگاه لینکها بود.
گاهی مسئله این نیست که کاربر نمیتواند به صفحات دیگر دسترسی داشته باشد؛ مسئله این است که ما در زمان نامناسب، گزینههای بیشتری پیش روی او قرار میدهیم.
قبل از لینکسازی، هدف صفحه را مشخص کنید
به نظرم قبل از اینکه تصمیم بگیریم از یک صفحه به کجا لینک بدهیم، باید بدانیم آن صفحه چه وظیفهای در سایت دارد.
اگر هدف یک مقاله آموزشی، پاسخ به سؤال کاربر و هدایت او به مرحله بعدی تصمیمگیری است، لینکدادن به یک دستهبندی یا صفحه خدمات مرتبط میتواند مفید باشد.
اما اگر هدف یک لندینگپیج خدماتی، دریافت درخواست مشاوره یا ثبت سفارش است، باید با حساسیت بیشتری درباره لینکهای خروجی از محتوای اصلی تصمیم بگیریم.
این موضوع درباره صفحات محصولات فروشگاهی هم صدق میکند.
در بسیاری از موارد، کاربر برای تصمیمگیری به اطلاعات بیشتر نیاز دارد؛ اما این اطلاعات لزوماً نباید در قالب لینک به یک مقاله دیگر ارائه شوند. گاهی پاسخدادن به سؤال کاربر در همان صفحه، استفاده از بخش سؤالات متداول یا نمایش یک راهنمای کوتاه، انتخاب مناسبتری است.
در نهایت، لینکسازی داخلی باید در خدمت تجربه کاربر و اهداف کسبوکار باشد، نه اینکه صرفاً به یک فعالیت مستقل برای سئو تبدیل شود.
لینکسازی داخلی فقط از صفحات جدید به قدیمی نیست
یکی از رایجترین مشکلاتی که در ساختار لینکسازی سایتها دیده میشود، یکطرفهبودن روند لینکسازی هنگام انتشار محتوای جدید است.
معمولاً وقتی مقاله جدیدی منتشر میکنیم، لینکهایی به مقالات و صفحات قدیمی سایت اضافه میکنیم.
این کار مفید است، اما فقط نیمی از فرایند لینکسازی را پوشش میدهد.
بعد از انتشار یک صفحه جدید، باید بررسی کنیم کدام صفحات قدیمی سایت میتوانند به آن لینک بدهند.
فرض کنید سایتی درباره سئو داریم و قبلاً مقالات زیر را منتشر کردهایم:
- آموزش سئو تکنیکال
- راهنمای فایل robots.txt
- آموزش ساخت Sitemap
- بررسی خطاهای ایندکس گوگل
حالا مقاله جدیدی با عنوان «مدیریت Crawl Budget» منتشر میکنیم.
احتمالاً در مقاله جدید به چند صفحه قدیمی لینک میدهیم.
اما آیا مقالات قبلی را هم بررسی میکنیم تا ببینیم کجا میتوانیم به مقاله جدید لینک بدهیم؟
در بسیاری از سایتها این مرحله فراموش میشود.
در نتیجه، مقاله جدید ممکن است از نظر محتوایی با چندین صفحه سایت مرتبط باشد، اما لینکهای ورودی مناسبی از آنها دریافت نکند.
روش پیشنهادی هنگام انتشار محتوا
بعد از انتشار هر صفحه جدید، دو بررسی انجام دهید:
۱. از صفحه جدید به صفحات قدیمی
بررسی کنید چه صفحات مرتبطی وجود دارند که لینکدادن به آنها برای مخاطب مفید است.
۲. از صفحات قدیمی به صفحه جدید
صفحات قبلی را بررسی کنید و ببینید در کدام بخشها میتوان به محتوای جدید ارجاع داد.
برای این کار، عنوانها، هدینگها و موضوعات مرتبط میتوانند نقطه شروع مناسبی باشند.
البته قرار نیست هر صفحه قدیمی که عبارت مشابهی دارد، الزاماً به صفحه جدید لینک بدهد.
ارتباط واقعی محتوا و ارزش لینک برای کاربر همچنان اهمیت دارد.
ساختار لینکسازی سایت را بهصورت یک گراف بررسی کنید
برای تحلیل حرفهای لینکسازی داخلی، بهتر است سایت را مجموعهای از صفحات مستقل نبینیم.
هر صفحه را میتوان یک نقطه یا Node و هر لینک داخلی را یک ارتباط یا Edge در نظر گرفت.
مجموع این ارتباطها، گراف لینکسازی داخلی سایت را تشکیل میدهد.
این نگاه به ما کمک میکند مشکلاتی را شناسایی کنیم که با بررسی جداگانه صفحات مشخص نمیشوند.
برای مثال:
وضعیت اول: صفحهای از صدها محصول لینک بردکرامب دریافت میکند، اما هیچ مقاله آموزشی مرتبطی به آن لینک نداده است.
وضعیت دوم: مقالهای به ده صفحه دیگر لینک داده، اما خودش هیچ لینک داخلی ورودی قابلشناسایی ندارد.
وضعیت سوم: یک صفحه تجاری مهم در ساختار سایت وجود دارد، اما دسترسی به آن از مسیرهای اصلی دشوار است.
در هر سه وضعیت، تعداد لینکها بهتنهایی برای تصمیمگیری کافی نیست.
باید نوع ارتباط، محل قرارگیری لینکها و اهمیت صفحات را هم بررسی کنیم.
صفحات Orphan (یتیم)
صفحات Orphan صفحاتی هستند که هیچ لینک داخلی ورودی قابلشناسایی ندارند.
ممکن است این صفحات در Sitemap وجود داشته باشند، اما کاربران و خزندهها نتوانند از طریق لینکهای داخلی سایت به آنها برسند.
برای شناسایی دقیقتر این صفحات، بهتر است اطلاعات صفحات موجود در وردپرس و Sitemap با نتایج Crawl سایت مقایسه شود.
صفحات کملینک
صفحه کملینک الزاماً صفحهای با تعداد مشخصی لینک ورودی نیست.
برای مثال، دریافت سه لینک داخلی برای یک مقاله کماهمیت ممکن است کافی باشد، اما برای یک صفحه خدماتی مهم، لازم باشد ساختار ارتباطات بیشتری بررسی شود.
بنابراین تعداد لینکهای موردنیاز باید با توجه به اهمیت صفحه، ساختار سایت و نیاز کاربران ارزیابی شود.
عمق کلیک یا Click Depth
عمق کلیک نشان میدهد برای رسیدن به یک صفحه از نقطه شروع مشخص، مانند صفحه اصلی، چند مرحله حرکت از طریق لینکها لازم است.
اگر یک صفحه مهم در عمق زیادی قرار گرفته، بهتر است بررسی کنیم آیا میتوان مسیر دسترسی به آن را سادهتر کرد.
البته عمق کلیک بهتنهایی معیار قطعی کیفیت سئو نیست.
انکرتکستها را فقط براساس کلمه کلیدی انتخاب نکنید
Anchor Text یا متن لینک، به کاربر و موتور جستوجو کمک میکند موضوع صفحه مقصد را بهتر درک کنند.
اما استفاده از یک عبارت ثابت در تمام لینکهای ورودی به یک صفحه، همیشه بهترین انتخاب نیست.
فرض کنید صفحه مقصد درباره «کفش رانینگ مردانه» است.
بسته به محتوای صفحه مبدأ، ممکن است عبارتهای زیر طبیعی باشند:
- کفش رانینگ مردانه
- کفش مناسب دویدن
- مدلهای کفش رانینگ
- مشاهده کفشهای مخصوص دویدن
هدف این نیست که بهصورت مصنوعی برای هر لینک انکرتکست متفاوت بسازیم.
بلکه باید از عبارتی استفاده کنیم که در متن طبیعی باشد و مقصد لینک را بهدرستی توصیف کند.
همچنین بهتر است از لینکسازی خودکار بدون کنترل پرهیز کنیم؛ زیرا ممکن است باعث ایجاد لینکهای تکراری، نامرتبط یا نامناسب در محتوا شود.
لینکهای داخلی شکسته و ریدایرکتشده را فراموش نکنید
بهینهسازی لینکسازی داخلی فقط به ایجاد لینکهای جدید محدود نمیشود.
لینکهای موجود سایت هم باید بررسی شوند.
لینکهای داخلی منتهی به 404
فرض کنید در چندین مقاله به صفحه محصولی لینک دادهایم که دیگر وجود ندارد.
کاربر با کلیک روی لینک وارد صفحه 404 میشود.
این وضعیت میتواند تجربه کاربر را مختل کند و مسیر دسترسی به محتوای موردنظر را از بین ببرد.
بهتر است لینکهای داخلی شکسته را شناسایی کنیم و متناسب با شرایط، مقصد آنها را اصلاح کنیم یا لینک را حذف کنیم.
لینکهای داخلی دارای Redirect
گاهی URL صفحهای تغییر کرده و آدرس قبلی به آدرس جدید ریدایرکت شده است.
در این شرایط، لینک داخلی همچنان ممکن است کار کند، اما بهتر است در صورت امکان، مستقیماً به URL نهایی اشاره کند.
این کار به سادهترشدن مسیر درخواستها و کاهش وابستگی به ریدایرکتهای غیرضروری کمک میکند.
البته وجود یک ریدایرکت بهتنهایی به معنی مشکل جدی سئو نیست.
لینکسازی داخلی را براساس اولویت صفحات مدیریت کنید
همه صفحات سایت اهمیت یکسانی ندارند.
در یک فروشگاه اینترنتی، ممکن است چند دستهبندی اصلی سهم بیشتری در فروش داشته باشند.
در یک سایت خدماتی هم ممکن است چند صفحه خدمات، مهمترین صفحات تجاری کسبوکار باشند.
بنابراین منطقی نیست که فرصتهای لینکسازی تمام صفحات را صرفاً براساس تعداد لینکهای موجود اولویتبندی کنیم.
بهتر است ابتدا صفحات مهم را مشخص کنیم و سپس وضعیت لینکهای ورودی آنها را بررسی کنیم.
برای هر صفحه مهم، این سؤالها را مطرح کنید:
- چه صفحاتی به آن لینک دادهاند؟
- لینکها در کدام بخشهای سایت قرار دارند؟
- آیا مقالات مرتبط به این صفحه لینک میدهند؟
- آیا مسیر دسترسی کاربران به آن مناسب است؟
- آیا فرصتهای لینکسازی مفیدی وجود دارد که هنوز استفاده نشدهاند؟
این رویکرد کمک میکند بهجای انجام تعداد زیادی تغییر کماهمیت، روی فرصتهای ارزشمندتر تمرکز کنیم.
آیا لینکسازی داخلی بیشتر همیشه بهتر است؟
خیر.
هیچ عدد ثابتی وجود ندارد که مشخص کند هر مقاله یا محصول باید چند لینک داخلی داشته باشد.
یک مقاله ممکن است با پنج لینک داخلی کاملاً نیاز مخاطب را برطرف کند و مقاله دیگری به تعداد بیشتری لینک نیاز داشته باشد.
همچنین وجود چند لینک به یک مقصد در یک صفحه، الزاماً اشتباه نیست.
مسئله اصلی این است که هر لینک چه نقشی دارد.
قبل از اضافهکردن لینک، این چهار سؤال را بررسی کنید:
۱. آیا صفحه مقصد با موضوع فعلی ارتباط دارد؟
۲. آیا کاربر در این بخش از محتوا به صفحه مقصد نیاز پیدا میکند؟
۳. آیا لینک مشابهی از قبل وجود دارد و لینک جدید ارزش بیشتری ایجاد میکند؟
۴. آیا لینک جدید با هدف صفحه و مسیر حرکت کاربر هماهنگ است؟
اگر پاسخ مناسبی برای این سؤالها نداریم، احتمالاً بهتر است در ایجاد لینک تجدیدنظر کنیم.